شان اوهارا، مربی اسب، و خواهرزاده دوستداشتنیاش مارگارت، برای فرار از خاطره حادثه تلخی که برای برادر مارگارت یعنی دنی رخ داد، به آمریکا میآیند. شان که در کنتاکی با اسبهای اصیل کار میکند، به یک کره اسب یکساله به نام سیبیسکیت علاقهمند میشود و تلاش میکند …