در سال ۱۸۹۷، پرسیلا ویلیامز کوچک به همراه مادر بیوهاش به پاسگاه ارتش بریتانیا در شمال هند میرود تا با پدربزرگ پدریاش که سرهنگ ارتش و فرمانده آن پاسگاه است زندگی کند.
صفحه 2
در سال ۱۸۹۷، پرسیلا ویلیامز کوچک به همراه مادر بیوهاش به پاسگاه ارتش بریتانیا در شمال هند میرود تا با پدربزرگ پدریاش که سرهنگ ارتش و فرمانده آن پاسگاه است زندگی کند.
«چارلى» ( چاپلین )، شیشه بر دوره گرد، با پسربچه اى ( کوگان ) که مادرش او را رها کرده زندگى میکند. پسر بچه، شیشه ى پنجره هاى خانه ها و مغازه هاى مردم را با پرتاب سنگ میشکند و براى ناپدرى خود کار جور میکند.
26 عنوان، صفحه 2 از 2
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.